راه و بی راه

به کدام راه می روی؟ حق یا باطل؟
LETTER4U

به کدام راه می روی؟ حق یا باطل؟

ما هر روز در محراب عبادتمان در مقابل پروردگارمان روزی ده مرتبه می گوییم «اهدنا الصّراط المستقیم»
شاید حکمت تکرار همه روزه ی این درخواست این باشد که ما همه روزه در همه ی زندگیمان تا انتها روز عمرمان با صراط هایی مواجهیم که هرکدام مارا به مقصودی می رساند که فقط مقصد صراط مستقیم فلاح است و باقی بی راهه هایی است که نهایتی جز نار غضب الهی ندارد.
حرکت در صراط مستقیم نیاز به چراغ راه دارد تا در ظلمات، در پی راه به بی راهه نرویم و ما را از ظلمات بی راهه خارج و به نور راه وارد کند و این ممکن نیست مگر با تمسک به مصابیح الهدی الهی، 14 نور تا ما را در صراط مستقیم به مقصد فلاح برسانند. با تمسک به ائمه معصومین در این راه قدم می گذاریم تا به مقصد فلاح نایل شویم ان شاءالله.

Reba.ir کودکان استراتژيست Reba.ir

بسم الله النّور

آدرس وبلاگ دیگرم:

صالحات هست

که در آنجا به موضوعات بنیادی زنان و خانواده می پردازم ان شاء الله

salehat.blog.ir

۱۸ آبان ۹۴ ، ۱۰:۲۵
رهرو

بسم الله النّور

برای عبور از مشکلات و سختی ها یک راه میانبر هست

و این راه میانبر چیزی نیست جز قطع تعلق

قطع تعلق از همه ی مادیاتی که ما را از خدا دور می کند و حرکت در مسیر حیات را سخت!

قطع تعلق از همه ی افرادی که ما دوستشان داریم یا نداریم ...

قطع تعلق از مدرک، مال، مقام، تعریف های دیگران و ...

با قطع تعلقات، دید انسان گسترده می شود

مسائلی که تا پیش از این سخت و دشوار بودند آسان می شوند

موانعی که عبور از آن ها غیر ممکن می نمود، برداشته می شوند

با قطع تعلق از همه چیز، می توان پرواز کرد و از مسیر حیات آسان گذر کرد

مانند پرنده ای که با پرواز، بالا می رود و دنیا در برابر چشمانش حقیر و کوچک می شود.

برای پرنده فرقی نمی کند مسیر حیات برای او پیچ در پیچ است یا صاف و هموار

چون او از حصار زمین فراتر رفته و موانع زمینی برای او بی معناست

تا زمانی که زمینی هستیم و در بند مادیات، زندگی برایمان صعب و سخت است

به محض پرواز، آسانی هم فرا خواهد رسید

 

پ.ن 1: شاید یکی از مهم ترین حکمت امتحانات زندگی، همین قطع تعلق باشد تا بفهمیم همه چیز و همه کس هیچ کاره اند جز خدا

پ.ن 2: یکی از مهم ترین دلایل آرامش علما و اولیاء الله در سختی ها و دشواری زندگی همین است، افق دید این بزرگان بالاست و چون از بالا به مشکلات می نگرند، سختی ها در نظر آنان حقیر و کوچک است.

۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۲۱
رهرو

بسم الله النّور

 

روایت عجیبی است از امام صادق علیه السلام که ویژگی های منفی علماء را بر می شمرند. هرکدام از مصادیقی که در روایت آمده، در میان بعضی از عماء ما رایج است و خوب است همان طور که طلبه ها در سال های ابتداء حوزه، آداب المتعلمین می خوانند، علماء هم آداب التعلیم و یا آداب العلماء بخوانند. این روایت می تواند در صدر مباحث اهل علم قرار گیرد.

 

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏:  إِنَّ مِنَ الْعُلَمَاءِ مَنْ یُحِبُّ أَنْ یَخْزُنَ عِلْمَهُ وَ لَا یُؤْخَذَ عَنْهُ فَذَاکَ فِی الدَّرْکِ الْأَوَّلِ مِنَ النَّارِ
وَ مِنَ الْعُلَمَاءِ مَنْ إِذَا وُعِظَ أَنِفَ وَ إِذَا وَعَظَ عَنَّفَ‏ فَذَاکَ فِی الدَّرْکِ الثَّانِی مِنَ النَّارِ
وَ مِنَ الْعُلَمَاءِ مَنْ یَرَى أَنْ یَضَعَ الْعِلْمَ عِنْدَ ذَوِی الثَّرْوَةِ وَ الشَّرَفِ وَ لَا یَرَى لَهُ فِی الْمَسَاکِینِ وَضْعاً فَذَاکَ فِی الدَّرْکِ الثَّالِثِ مِنَ النَّارِ
وَ مِنَ الْعُلَمَاءِ مَنْ یَذْهَبُ فِی عِلْمِهِ مَذْهَبَ الْجَبَابِرَةِ وَ السَّلَاطِینِ فَإِنْ رُدَّ عَلَیْهِ شَیْ‏ءٌ مِنْ قَوْلِهِ أَوْ قُصِّرَ فِی شَیْ‏ءٍ مِنْ أَمْرِهِ غَضِبَ‏ فَذَاکَ فِی الدَّرْکِ الرَّابِعِ مِنَ النَّارِ
وَ مِنَ الْعُلَمَاءِ مَنْ یَطْلُبُ أَحَادِیثَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَى لِیُغْزِرَ بِهِ وَ یُکْثِرَ بِهِ‏ حَدِیثَهُ فَذَاکَ فِی الدَّرْکِ الْخَامِسِ مِنَ النَّارِ
وَ مِنَ الْعُلَمَاءِ مَنْ یَضَعُ نَفْسَهُ لِلْفُتْیَا وَ یَقُولُ سَلُونِی وَ لَعَلَّهُ لَا یُصِیبُ حَرْفاً وَاحِداً وَ اللَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُتَکَلِّفِینَ فَذَاکَ فِی الدَّرْکِ السَّادِسِ مِنَ النَّارِ
وَ مِنَ الْعُلَمَاءِ مَنْ یَتَّخِذُ عِلْمَهُ مُرُوءَةً وَ عَقْلًا فَذَاکَ فِی الدَّرْکِ السَّابِعِ مِنَ النَّارِ.

 از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: از دانشمندان کسانى هستند که دوست دارند علمشان را ذخیره کنند و مردم از آنان بهره‏ مند نشوند، اینان در طبقه اول آتشند،

و بعضى از دانشمندان وقتى به آن‏ها موعظه شود آن را قبول نمى‏ کند و چون خود او موعظه کند خشنونت نشان مى‏ دهد،اینان در طبقه دوم آتشند،

و بعضى از دانشمندان علم را نزد ثروتمندان مى‏ برند و نزد فقیران نمى‏ برند، اینان در طبقه سوم آتشند،

و بعضى از دانشمندان در علم خود شیوه جباران و سلاطین را پیش گرفته‏ اند که اگر چیزى از سخن آنان رد شود و یا در باره آنان قصورى رخ دهد خشم مى‏ گیرند، اینان در طبقه چهارم آتشند،

و بعضى از دانشمندان احادیث یهود و نصارى را طلب مى‏ کنند تا با آن دانش خود را افزایش دهند، اینان در طبقه پنجم آتشند،

و بعضى از دانشمندان خود را در معرض فتوا قرار مى‏ دهند و مى‏ گویند: از من بپرسید، در حالى که شاید یک سخن را درک نکنند و خداوند کسانى را که خود را به تکلف انداخته‏ اند دوست ندارد، اینان در طبقه ششم آتشند،

و بعضى از دانشمندان علم خود را سرمایه شخصیت و عقل قرار مى‏ دهند (تا مردم آنان را مهم بدانند) اینان در طبقه هفتم آتشند.

 

منبع: الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص352

 

۰ نظر ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۱۹
رهرو

بسم الله النّور

به کودک نوپا هیچ گاه نمی گویند که مسیری طولانی و پر فراز و نشیب را طی کن

بلکه پدر مادر با او هم گام می شوند تا آرام آرام راه رفتن را بیاموزد

این کودک تا بارها زمین نخورد، نخواهد فهمید که چه طور باید استوار قدم بردارد که مانع زمین خوردنش شود.

این کودک پس از ورزیده شدن و رسیدن به ایام نوجوانی و جوانی می تواند از مسیرهای دشوار عبور کند

مسیرهایی که به نظر عبور از آن ها در ایام کودکی برایش دشوار بود

قدم های لزرانی که روزی بارها به زمین می خورد، با ورزش و تمرین می تواند با استواری کوهی را در نوردد.

کوه نوردی اوایلش سخت است اما با تمرین و ممارست همین مسیر سخت هم آسان می شود.

انسان با بالا رفتن از کوه خسته می شود، پاهایش درد می گیرند اما به محض رسیدن به قله که مقصد اوست، خستگی تمام مسیر از یادش می رود.

مسیر حیات انسان هم چیزی شبیه فرآیند رشد و تکامل و بالا رفتن توانایی انسان در پیمودن مسیرهای دشوار است.

هنگام تولد کودک ناتوان ناتوان است. حتی برای احتیاجات اولیه هم به مادر نیاز دارد.

برای رفع هر نیازی تنها یک راه برای اعلام آن دارد، او گریه می کند تا مادر بفهمد و رفع احتیاج او کند.

او کم کم رشد میکند حرف زدن می آموزد و نیازش را با گفتار اعلام می کند.

با فرایند رشد، کودک پیچیده تر می شود و نفس او تربیت یافته تر.

او می آموزد که برای رفع نیازهایش صبر کند و یا بعضی نیازهای غیر ضروری را بی پاسخ بگذارد.1

او با گذشت زمان تواناتر می شود و هرچه قدر انسان تحت تربیت آموزه های دینی باشد توانش در امور مختلف بالاتر خواهد بود.2

اگر انسان تحت پرورش مربی های وارسته3 باشد و مرحله به مرحله مسیر حیات را طبق آن چه خالق برای او معلوم کرده است بگذراند، قوت و سرعت او در تعالی و طی طریق کمال بیشتر خواهد رفت.

ابتلائات زندگی و آزمون های الهی که انسان مؤمن در زندگی اش با آن ها مواجه می شود بخشی از برنامه توان افزایی خداست برای رشد و قرب.

و هرچه قدر انسان تواناتر باشد، همانند کوه نوردی که در ابتدای راه افتادن در هرگام زمین می خورد و با ورود به سنین جوانی برای فتح قله، پای در مسیر سخت کوه میگذارد، وارد مسیرهای دشوارتری خواهد شد و این اقتضای حیات انسان زنده است.

بیت حکیمانه ی «هر که در این بزم مقرب تر است   جام بلا بیشترش می دهند» حکایت از همین سنت جاری زندگی دارد. زیرا انسان مؤمن مقرب، در در ابتلائات روزگار تواناتر شده و تحت تربیت رب العالمین سعه وجودی اش گسترده تر و توانایی گذر از مسیرهای دشوارتری را پیدا کرده است.4

 

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ‏ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ (بقره 155)

و قطعاً شما را به چیزى از [قبیلِ‏] ترس و گرسنگى، و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏ آزماییم؛ و مژده ده شکیبایان را:

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ‏ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدینَ مِنْکُمْ وَ الصَّابِرینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَکُمْ (محمد31)

و البتّه شما را مى‏ آزماییم تا مجاهدان و شکیبایانِ شما را باز شناسانیم، و گزارشهاى [مربوط به‏] شما را رسیدگى کنیم.

أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ‏ (عنکبوت 2)

آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها مى ‏شوند و مورد آزمایش قرار نمى‏ گیرند؟

وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ (عنکبوت 3)

و به یقین، کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم، تا خدا آنان را که راست گفته ‏اند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد.

پ.ن 1: آن چه عرض شد  عمدتا مربوط است به مسیر حیات انسان مؤمن، برای تقرب.

پ.ن 2: با تشکر از اظهار لطف همه ی بزرگواران، از این پس کامنت های با مضامین تشکر و تعریف حذف خواهند شد.


1- یکی از حکمت های روزه همین مسئله است. نفس انسان با روزه تربیت می شود تا به نیازهایش پاسخ آنی ندهد و صبر و تحملش بالا رود.

2- یکی از حکمت های برنامه تأدیب فرزند در سه هفت سال نخست زندگی او به همین دلیل است. تا توان او در عبودیت و پیمودن مسیر حیات بالا رود.

3- پدر و مادر و استاد از مربی های انسانند برای طی این مسیر. انسان هایی که در مراحل والای عبودیت قرار دارند نیازی به استاد ندارند و حتی در مراحل کودکی هم مربیشان مستقیما خداست. حکمت این که بسیاری از انبیاء یتیم بوده اند شاید این موضوع بوده باشد.

4- و به همین دلیل است که سقوط انسان های بزرگ مهیب تر و عظیم تر است. زیرا مسیر بیشتر و بالاتری را نسبت به دیگران در مسیر بندگی پیموده اند. تفاوت آنان با دیگران مثل افتادن کودک بر زمین است با سقوط کوه نورد از کوه! پناه بر خدا!

۰ نظر ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۱۰
رهرو

بسم الله النّور

 

مسیر حیات انسان مانند جاده ای است پر پیچ و خم که باید از آن عبور کرد و به مقصد رسید.

در میانه این مسیر راحتی هست و آسانی

گاهی نعمت هست و گاهی نیست

گاهی باغ هست و آب و خوردنی های بسیار و گاه بیابان و بی آبی و گرسنگی

گاهی مسیر باریک است و عبور از آن دشوار

گاهی مسیر فراخ است و گسترده

گاهی راه صاف است و هموار و می توان با سرعت از آن عبور کرد

گاهی راه بسیار صعب العبور است و با کوچکترین لغزش از آن سقوط خواهیم کرد

گاهی در مسیر، زمین شکافته شده

باید پل زد و عبور کرد...

گاهی کوه ریزش کرده

باید مانع را کنار زد و گذشت...

 

می توان با رسیدن به باغ و بستان های میانه راه توقف کرد و ماند ...

می توان در مسیرهای سخت و دشوار ایستاد و نرفت...

نتیجه ی هردو یکی است!

نرسیدن به مقصد!

 

خداوند در مسیر حیات انسان، نعمات، افراد، موانع، سختی هایی را قرار داده است

نه باید در نعمات متوقف شویم، نه در خوبی ها و بدی های افراد و نه در سختی ها و دشواری های زندگی

فقط باید عبور کرد

مگرنه به مقصد نخواهیم رسید!

 

مقصد حیات انسان مؤمن «فلاح» است و کمال فلاح حاصل نمی شود جز با «شهادت»

باید عبور کنیم و از همه چیز و همه کس بگذریم تا به مقصد برسیم

تا شهید شویم ...

باید ...

عبور کرد ...

 

۶ نظر ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۴۷
رهرو

بسم الله البصیر العلیم

آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکو هم دلخراش بود هم بسیار تأسف آور. تا جایی که من حتی نمی توانم تصور کنم حال خانواده های منتظری را که منتظر خبری از عزیز زیر آوار مانده شان هستند و یا حال مردی که در آستانه سال جدید تمام مال و امیدش را برای کسب روزی از دست داد.

اما برخی حواشی که در پی این حوادث اتفاق می افتند بعضا دلخراش تر از خود حادثه اند. مانند پدیده ی مردمان دوربین به دست در هر حادثه ای. و یا کسانی که به جای کمک کار را برای امدادگران سخت می کنند. این اتفاقات و رفتارها بد است، خیلی هم بد است، اما بدتر آن است که ما این بدی را به جای ارائه راهکار، به روشی بدتر جلوه دهیم!

نمایش فیلم کشورهای دیگر و مقایسه رفتار مردمان آن کشورها با ما، و این که بگوییم ماها چه قدر بدیم آن ها چه قدر خوب! اصلا خوب نیست...

به ویژه در کنار حماسه ی بی نظیر  آتش نشانان ما که برای حفظ جان و مال مردم از جان خودشان گذشتند.

 

فیلم بالا یکی از فیلم هایی است که با مضمون ببینید چه قدر ما بدیم! یا چه قدر آن ها خوبند! در تلگرام در حال دست به دست شدن است. دقیقا عین همین اتفاق در یکی از شلوغ ترین و پر ترافیک ترین روزها یعنی روز بیست و دو بهمن یکی دو سال قبل برای من افتاد و در آن جمعیت خیلی زیاد بلافاصله خانم ها کمک کردند تا بیرون آمدم. هیچ کس هم نایستاد به فیلم گرفتن!

فیلم گرفتن و دوربین به دست بودن ویژه ی مردم ما نیست و بسیاری از کشورها مردمانش درگیر این ابتلا هستند. قبلا در این باره کمی در این دو سه مطلب نوشتم

انسان مجازی اومانیست

عکاسی selfie! بتی که انسان ها در لحظه از خودشان می سازند!

پدیده ای به نام اینستاگرام!

حواسمان باشد همین ماهایی که منتقد فرهنگی هستیم و افراد دوربین به دست را مورد شماتت و تمسخر قرار می دهیم و در سمت های معلم، استاد دانشگاه، عضو فلان تشکل دانشجویی صلح طلب و... قرا داریم! باید بسترهای فرهنگی و آموزشی برای عدم بروز این رفتارها را فراهم کنیم.

اما یکی از بهترین تصاویر و متن خوب کوتاه همراه آن که امروز دیدم این تصویر بود.

 

تمامى ابرقهرمانهاى خیالى کنار هم، در برابر یک آتش نشان شهید و مجاهد ما حرفى براى گفتن ندارند!

 

 

۰ نظر ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۴۵
رهرو

بسم الله العلّام الغیوب

إِیَّاکَ وَ مَا تَعْتَذِرُ مِنْهُ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یُسِی‏ءُ وَ لَا یَعْتَذِرُ وَ الْمُنَافِقُ کُلَّ یَوْمٍ یُسِی‏ءُ وَ یَعْتَذِرُ.

امام حسین علیه السلام:

 از هر کردارى که موجب عذر خواهى است بپرهیز، که یقینا فرد مؤمن نه بدى مى‏ کند و نه عذر خواهى. و منافق پیوسته بدى مى‏ کند و عذر خواهى.

 

منبع: تحف العقول، ص 248

۲۹ دی ۹۵ ، ۱۳:۵۶
رهرو

بسم الله النّور

 تسلیت می گویم رحلت حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی را خدمت نائب امام زمان، امام خامنه ای حفظه الله

وقتی قلب ولیمان محزون است، قلب ما هم به تبعیت محزون است.

اما این دو روز انقدر حرف شنیده ایم و گفته ایم که دیگر جای زدن آن حرف های تکراری در اینجا نیست.

من در حد خودم در دو مورد اطمینان قلبی دارم. یکی این که اگر مؤمن باشیم، در مورد حق یه یقین می رسیم نه به شک. اگر در این ایام شک داریم نسبت به عملکرد خودمان و دیگران و قضاوت هامان، یا ایمانمان قبلا مشکل داشته، یا الان دارد.

شاخص ما برای تشخیص حق، واضح و روشن است. شاخص و معیار قرآن است و روایاتی که حق و باطل را برایمان تبیین کرده اند و البته حضرت ولی امر امام خامنه ای حفظه الله که همین معیارها را در مواضع مختلف شرح و بسط داده اند.

مورد دیگری که به آن مطمئنم این است که «و من یتق الله یجعل لکم فرقانا» اگر متقی باشیم خداوند فرقان (تشخیص حق از باطل) را برایمان جعل می کند. پس اگر تقوایمان به راستی تقوا باشد ما را از فتنه ها که در آن حق و باطل در هم می آمیزند، نجات خواهد داد.

و در نهایت این که حواسمان باشد معیار و شاخص برای شناخت حق، خود حق است نه افراد.

بی شک امت اسلامی وارد امتحان جدیدی شده است و هر روز شاهد تحلیل ها و خوانش های جدید و بعضا ضد و نقیضی خواهیم بود که تشخیص را برایمان سخت میکند.

به حول و قوه الهی، با ایمان قوی، تقوا و تبعیت از امر «ولی» امام خامنه ای (روحی و نفسی له الفداه) از این فتنه هم گذر خواهیم کرد و گامی به سوی ظهور خواهیم برداشت.

ان شاء الله

 

 

 

۱ نظر ۲۱ دی ۹۵ ، ۲۱:۱۰
رهرو

بسم الله القاصم الجبّارین

با ریاست جمهوری ترامپ، استراتژی ها تغییر نخواهند کرد، این تاکتیک‌ها هستند که تغییر می‌کنند. پس شیطان‌ بزرگ همچنان شیطان بزرگ است!

پ.ن 1: سگ زرد برادر شغال است.
پ.ن 2: به هیچ‌کس جز خدا امید نداشته باشید.

 

۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۵۳
رهرو

بسم الله النّور

اهل باطلی که آب را بر اباعبدالله (علیه السلام) بستند، به ظاهر آب را بر امام و اصحابشان بستند...

اما در حقیقت باب «ماء معین» ولایت را بر خودشان بستند...

از حضرت رضا علیه السّلام راجع به آیه: قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ (ملک، 30)‏ پرسیده شد فرمود ماؤکم یعنى ابواب شما که منظور ائمه علیهم السّلام است که ابواب اللَّه بین خدا و خلقند فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ‏ یعنى چه کسى براى شما علم امام را مى‏‌آورد.

 علی بن جعفر از برادر خود موسى بن جعفر علیهما السّلام تأویل آیه: قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ‏ را پرسید فرمود اگر امام خود را نیابید دیگر از سرچشمه زلال او آب ننوشید چه میکنید؟!

توضیح: آب که کنایه از علم است به‌جهت اشتراک این دو در علت بودن براى زندگى است زیرا آب سبب زندگى جسم و علم سبب زندگى روح است (معین) در آیه یعنى آب جارى روى زمین.

عبد العظیم حسنى به‌اسناد خود از حضرت صادق نقل کرد در مورد آیه: وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقا (جن، 16) اگر پایدار باشند بر ولایت علی د‌‌‌ل‌هاى آ‌‌ن‌ها را شاداب از آب ایمان می‌کنیم طریقه ولایت على بن ابى طالب و اوصیاء است.*

 

وجود انسان با خروج از نظام ولایت تبدیل به بیابانی خشک می شود که محصول آن چیزی جز خس و خاشاک نخواهد بود.

 

* ترجمه جلد 23 تا 27بحار الأنوار، ج‏2، ص 89

 

۱۸ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۳
رهرو
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۲ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۳۳
رهرو